استخدام نادرست یا استخدام نکردن

تصمیم استخدامی بد، بسیار بدتر از تصمیم به استخدام نکردن است.

شما فکر می کنید استخدام نادرست بیشتر ضرر دارد یا استخدام نکردن؟

هر فرد معمولی حدود ۵۰% یا کمتر از توانایی بالقوه اش کار می کند.

این بدین معناست که بهبود عظیمی در نتایج و کارکردها به وجود می آید اگر بتوان نیروی بالقوه ی هرکس که به شما گزارش می دهد را آشکار و آزاد کرد.

یک مدیر نمی تواند در کسی ایجاد انگیزه  ایجاد کند بلکه باید محیطی را فراهم آورد که انگیزش خود به خود به وجود آید و این امر مستلزم قرار دادن تمام انگیزاننده های شناخته شده در آن مکان و به طور همزمان حذف تمام ضد انگیزاننده ها و سرانجام به وجود آمدن عملکرد مناسب است.

بهترین سازمان ها در هر صنعتی بسیار کارآمدتر و سودآورتر از شرکت های معمولی آن صنف هستند.

آن ها با این ویژگی که در محیط شان  اعتماد زیادی وجود دارد و افراد احساس خوبی نسبت به خود و کاری که انجام می دهند دارند، از دیگران متمایز می شوند.

افراد وقتی انگیزه پیدا می کنند که احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند و معیار آن شنیدن این جمله است:

  • «اینجا بهترین جای کار کردن است»

استخدام تیم شاد

وظیفه ی شما به عنوان یک مدیر اجرایی این است که بهترین کارکرد را در افرادتان به وجود بیاورید و افرادتان بهترین کار را در هنگام احساس امنیت، آرامش و احترام توسط شما و اطرافیان شان انجام دهند یا احساس کنند مورد اعتماد و توجه واقع شده و ارزش دارند.

به آرامی استخدام و به سرعت اخراج کنید

یکی از قوانین استخدام خوب، استخدام آهسته و اخراج سریع است. بهترین زمان برای اخراج یک فرد لحظه ای است که این مسئله از ذهن شما می گذرد. اگر یک انتخاب و استخدام نادرست داشته اید با حفظ فرد نامناسب در آن مکان، کارها را سخت تر نکنید. این شجاعت را داشته باشید که قبول کنید شکست خورده اید بعد اشتباه تان درست کرده و به سراغ کارتان بروید.

قانون ۳ را در دنبال کنید.

برای هر شغلی حداقل با سه نفر مصاحبه کنید و با کاندیدایی که از او خوشتان آمده حداقل سه بار و در سه مکان مختلف مصاحبه نمایید. استخدام هایی که بر اساس حس شما صورت می گیرد اغلب نادرست خواهند بود ولی وقتی سه نفر مختلف را برای کاری آزمایش می کنید احساس بهتری نسبت به آنکه کدام یک از آن ها بهتر است پیدا خواهید کرد.

یک کارآفرین نباید فقط بر اساس امیدواری کسی را استخدام کند.

وقتی بحث استخدام پیش می آید فقط بحث اشتیاق افراد را در نظر نگیرید.

باید بی نهایت عقلانی و واقع بینانه عمل کنید.

درجه یک ها را استخدام کنید

همانطور که ریچارد برانسون گفت:

یک شرکت واقعاً از چه چیز تشکیل شده است.

شما اگر یک هواپیمای بویینگ بخرید، درست همان هواپیمایی خواهد بود که خطوط هواپیمایی آمریکا، کانادا و انگلستان می خرند.

پس فرق شرکت ها در چیست؟

  • شرکت با آدم هایی معنی پیدا می کند که داخل هواپیما و در اداره کار می کنند.
  • آن ها هستند که شرکت را می سازند.
  • یا این شرکت را استثنایی می کنند یا متوسط…

استخدام اشتباه

موثر مصاحبه کنید.

اغلب مدیران اجرایی هیچ ایده ای برای چگونگی مصاحبه مناسب برای یک شغل ندارند. کار را با قرار دادن کاندیدا درشرایط آرام شروع کرده، به او کمک کنید تا آرام شود. به او بگویید این مصاحبه به منظور شناخت اهداف هر دو طرف یعنی تطابق پیشنهاد شما با آنچه کاندیدا به دنبال آن می گردد انجام می شود. تا وقتی که واقعاً تصمیم به استخدام نگرفته اید در مورد قانع کردن او در مورد خوب بودن شرکت و کار مقاومت کنید.

درست انتخاب کنید.

قبل از اینکه تصمیم نهایی استخدام را بگیرید چند کار مهم وجود دارد که باید انجام دهید.

از خود بپرسید:

  • آیا او با فرهنگ حاکم بر محیط کاری شما همخوانی دارد؟
  • آیا در این شغل احساس شادی خواهد داشت؟
  • آیا صمیمانه این فرد را دوست دارید؟
  • آیا از اینکه ۲۰ سال آینده کنار این فرد کار می کنید احساس رضایت دارید؟

دقت کنید که یک تصمیم استخدام نادرست، بسیار بدتر از تصمیم به استخدام نکردن است.

اوج بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *